جمعه بیست و سوم مرداد 1388 (16:9)
یادتونه که گفتم تا اخر سال ۸۹ دیگه اپ نمیکنم؟؟ ولی باز اومدم اما اینبار به خاطر اصرار شما اومدم تا بگم توی جشن چه اتفاقاتی افتاد؟واقای پورسرخ چیا گفتن؟![]()
خوب اول اقای پورسرخ ۴ بار سلام کردند چون جمعیت اینقدر تشویق میکردند که نمیذاشتند اقای پورسرخ اصلا حرف بزنند بعد از سلام و ......... فرزاد حسنی نظرخواهی کرد که کدوم فیلم اقای پورسرخ رو بیشتر دوست داریم؟ که اکثرا گفتن وفا(الهی..!!!!
.![]()
![]()
) و اقای پورسرخ هم وفا رو انتخاب کردند.... بعد اقای پورسرخ گفتن که فکر نمیکردند با وجود نقش منفی که تو رستگاران داشتند با این همه تشویق روبرو شن و گفتند که مردم ظرفیت نقش های منفی رو پیدا کردند و از این بابت خیلی خوشحالند و این نکته هم اضافه کردند که ایشون هر نقشی بازی کنند دوست داشتنی هستند و گفتند چون نمیخواستند بعد از وفا نقش تکراری بازی کنند و نقشهای عشقی به شخصیتشون نمی خوره تصمیم گرفتند نقش منفی هم بازی کنند.....
بعد فرزاد حسنی از تحصیلاتشون پرسید که گفتند رتبه ۳ فوق و دکترای فیزیولوزی گیاهی شدندو...
بعد فرزاد حسنی گفت که یه خاطره خوش از رستگاران بگند که گفتند که سر یکی از قسمت ها اپاندیسشون ترکیده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شاید بخواین بدونید که ایشون چی پوشیده بودند؟![]()
راستش خیلی خوش تیپ شده بودند... شلوار لی ابی پرنگ با بلوز یاسی کمرنگ پوشیده بودد و یه گردنبند بلندی پوشیده بودند که یه چیز مکعبی شکلی بهش اویزون بود که راستش من زیاد متوجه نشدم چیه؟
شبیه از این قران هایی که گردن میکنیم یکم بزرگ ترش....![]()
حدودا یک ربع با فرزاد حسنی صحبت کردندو موقع رفتن همه بلند شدند و براشون دست زدند که البته حضار برای بقیه هنرمندان چنین ذوق و شوقی نشون ندادند و بقیه ی برنامه اروم سپری شد ....و البته خواننده ی غیر منتظرشون که ما فکر میکردیم محسن یگانه است کسی بود که ادای خواننده ها ازجمله محسن چاووشی و عادل فردوسی پور رو در اورد...
بعدش هم اقای فرزین اومدن و چند تا اهنگ خوندند که البته چند نفر جوگیر شدندو...
البته نکته جالبی هم بود که شلوار اقای پورسرخ با فرزاد فرزین کپی هم بود..........
دیگه نمیدونم چی بگم ؟ولی خیلی خوش گذشت جای همه شما خالی بود......
اخر سر هم که رفتیم از اقای پورسرخ امضا و عکس بگیریم چند تا از سربازایی که باطوم هم داشتند نذاشتن بریم و حسابی ناراحت شدم و جشن ساعت ۸:۱۵ تموم شد ولی من تا ساعت ۹:۳۰ صبر کردم تا شاید بتونم اقای پورسرخ رو از نزدیک ببینم ولی نتونستم........![]()
![]()
![]()
این بود خلاصه و مفید دیگه الان وقته درسه... دیگه نمیام ها....![]()
پس تا سال ۸۹ بابای.......![]()
![]()

